بانوی تمام فصل ها
تا ماه
با یاد تو بشکفد
در گلدان شب
قطره قطره ی لحظات است
در نگاه تو
تا درد را به شفاخانه راه بدی
***
گام های تو را همیشه سبز دیده است
سبزتر چون فرشتگان
تو را می شناسد شمشاد و ستاره
تو را به نام می خوانند ستاره گان
و کلام تو سبز است
و گام هایت سپید
و شاعر هیچ ندارد نثار تو کند
جز شاخه ای نسترن
((که به جان دادش آب
و به جانش کشته است))
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 15:39 توسط عبدالله عیاشی
|